خانه شعری و هنری (راد) شعر و هنر
|
||||||||||||||||
|
مردم و مرد شیر گیر
در حیرتم ز چرخ که آن مرد شیر گیر با دست روبهان دغل شد چرا اسیر آن شاهباز عزٌ و شرف از چه از سریر با های و هوی لاشخوران آمدی به زیر این آتشی که در دل این مُلک شعله زد با نیروی جوان بُد و با فکر بکر پیر با عزم همچو آهن آن مرد سال بود با جوی های خون شهیدان سی تیر با مشت رنجبر بُد و فریاد کارگر با ناله های مردم زحمتکش و فقیر با خشم ملتی که به چنگال دشمنان بودند با زبونی یک قرن و نیم اسیر با آن که خفته است به یک خانه از حلب با آن که ساخته است یکی لانه از حصیر با مردمی که آمده از زندگی به تنگ با ملتی که گشته است از روزگار سیر افسوس شیخ و نظامی و مست و دزد چاقو کشان حرفه ای و مفتی اجیر ....
« دکتر علی شریعتی » برچسبها: اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری...
بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود !
« دکتر علی شریعتی » برچسبها:
ترجیح می دهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم
« دکتر علی شریعتی » برچسبها: وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم.
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم.
و چه سخت است.
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است،
مثل تنها مردن !
«دکتر علی شریعتی» برچسبها:
زندگی من، مجموعاً، عبارت است از چندین برنامهی پنجساله. همیشه کاری را شروع میکردهام و به اوج میرساندهام و آخر پنج سال درهم میریخته؛ هر بار از سر: از اول نوجوانی تا 28 مرداد 32 و سقوط دکتر مصدق و آغاز دیکتاتوری، پنج سال. از این دوره تا تشکیل نهضت مقاومت ملی مخفی، که از 1337 به هم خورد و دستگیر شدیم، پنج سال. از 38 تا 43، در اروپا پنج سال. از 43 تا 48، دورهی خاص آوارگی و زندان و مقدمهچینی و زمینهسازی دانشکده، پنج سال. دورهی کنفرانسهای دانشگاهها و ارشاد، پنج سال، تا 51. پس از آن، زندان و خانهنشینی و خفقان پنج سال. (با مخاطبهای آشنا، مجموعهی آثار 1، ص 262)
برچسبها: |
![]() |
||||||||||||||
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک |